فرانسيسيان در 1224 يا 1225، و دومينيكيان در 1274، به كمبريج رسيدند. قديميترين كالج كمبريج به نام پيترهاوس مربوط به 1284 است.
اسپانيا
پالنسيا1 (1212 ـ 1214) ــ مدرسهٴ كليسايي پالنسيا در كاستيل قديم، كه قديس دومينيك (حدود 1184)، در زمرهٴ شاگردانش بود، در 1212 ـ 1214، از طرف آلفونسوي هشتم پادشاه كاستيل به دانشگاه تبديل شد. اين يك سازمان عمدي بود، ولي بدون هيچ منشوري. پس از مرگ بنيانگذارش در 1214، دچار فترت شد؛ در 1220، تجديد سازمان يافت ولي اعتباري به دست نياورد، در 1243، هنوز وجود داشت، در 1263 ناپديد شده بود.
سالامانكا (پيش از 1230) ــ آلفونسوي نهم پادشاه ليون (وفات: 1230)، دانشگاه سالامانكا را در زماني نامعلوم، تأسيس كرد. اين كار با شكست مواجه شد، و در 1242 فرديناند سوم شاه كاستيل فرماني براي حمايت از آن صادر كرد. با اين همه، سالامانكا تا 1245، اعتباري به دست نياورد، تا آلفونسوي دهم فرزانه منشور تازهاي صادر كرد، و اين منشور را پاپ الكساندر چهارم در 1255، با منشور ديگري تأييد كرد. دانشگاه تحت ادارهٴ كاتدرال بود. در اواخر سدهٴ سيزدهم، در مقام يكي از دانشگاههاي مهم اروپا مورد تأييد پاپ بونيفاس هشتم قرار گرفت.
دربارهٴ دانشگاههاي اشبيليه و والادوليد (بَلَدالوليد، در اسپانيا) ¿ كتاب چهارم.
ب. يهود
يهودا بن عباس
¿ فصل فلسفه در ذيل.
ج. چين
يه ـ لوچئو ـ تسئاي2
پس از مرگ، القاب اشرافي و ديني يافت. در 1190، در خانوادهٴ سلطنتي ليائو يا چئي ــ تان از تاتارهاي شرقي زاده شد. در 1214، هنگام افتادن پكن بهدست چنگيزخان فرماندار اين شهر بود. در زمان چنگيز و اوگتاي در دربار مغول برآمد؛ در 1244، درگذشت. اخترشناس، مربي و سياستمدار مغول بود. او را از دو جهت نژاد (چئي ــ تان = ختايي) و كارش مغول ناميدم، ولي تربيت و سنتهايش چيني بود. وي در 1219، در لشكركشي موفق چنگيزخان به ايران شركت